بایدها و نبایدهای آتش بس آمریکایی در سوریه

نسخه چاپيارسال به دوستان

http://fna.ir/7LT5IJ
کپی

آدرس مورد نظر کپی شد

تا بحال چندین مرحله در مقاطع زمانی 67 ماه گذشته آمریکایی‌ها با ظرفیت آتش بس توانسته‌اند لشکرهای نیابتی بی صاحب خود را از اضمحلال نجات بخشند.

خبرگزاری فارس: بایدها و نبایدهای آتش بس آمریکایی در سوریه

به گزارش خبرگزاری فارس، سیدرسول موسوی کارشناس مسائل راهبردی در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد، به موضوع آتش بس اخیر در سوریه پرداخته است که متن این یادداشت را در زیر می‌خوانید:

الف- مقدمه:

آمریکا  بعد از 67 ماه از بحران ساختگی در سوریه به اهداف مورد انتظار دست نیافت و دولت اوباما پایان عمر خود را تجربه می کند ضمن اینکه پیروزی دمکرات ها در انتخابات آبان ماه 2016 متصور نمی باشد لذا تمامی پرونده ها و پوشه های آمریکا در منطقه غرب آسیا مفتوح می باشد و تنها در برجام با موضوع پرونده هسته ای ایران موفقیت چشم گیری را تصاحب کرده اند. امّا این موفقیت غربی ها بخصوص آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی منتج به موفقیت پی در پی در سایر پوشه و پروندها نشده است؛ لذا فعلاً آتش بس تنها گزینه آمریکا در سوریه می باشد و منافع حیاتی آمریکا را تحقق می بخشد و تامین می نماید.

ب- بیان مساله:

آمریکا، ناتو ، رژیم غاصب صهیونیستی، همسویان منطقه ای آنها از جمله ترکیه، عربستان، قطر، امارات، اردن و… برای انحراف بیداری اسلامی منطقه عربی با بهانه دمکراسی سازی و استفاده از ظرفیت لشکرهای نیابتی سلفی – تکفیری بی صاحب از منطقه عربی، قفقاز، آسیای میانه، اروپا و… با منابع مادی عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج فارس  قصد اسقاط آقای بشار اسد را داشتند و اهداف آشکار و پنهان زیر را تعقیب می کردند:

تامین منافع و امنیت حیاتی آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و همسویان منطقه ای آنها با حذف بیداری اسلامی و مقاومت اسلامی منطقه عربی که علیه رژیم غاصب و همسویان منطقه آنها کارکرد دارد. 
حذف جمهوری اسلامی در کشورهای پیرامون رژیم صهیونیستی و منطقه عربی.
نابودی زیر ساخت های دولت- ملت های مستقل بخصوص نابودی ساختار نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی آنها.
تجزبه کشورهای مستقل بر اساس اقوام و مذاهب.
نهادینه کردن جنگ بین اقوام و مذاهب بخصوص شعله ور کردن جنگ مذاهب(بین شیعه و سنی)
هرج و مرج سازی مطلق در دولت – ملت های مستقل.
بر گرداندن وضعیت اقتصادی، اجتماعی و امتدادهای مردمی کشورهای مستقل حداقل به یک قرن قبل در همه عرصه ها.
حاکم کردن دست نشانده گان همسو با غرب (نفوذی ها) در دولت ملت های مستقل.

با توجه به اینکه آمریکا اسقاط دولت سوریه بخصوص آقای بشار اَسَد را در مقطع زمانی چندماهه پیش بینی کرده بودند اما مقاومت و استقامت دولت- ملت سوریه، راهبرد آنها را عقیم گذاشت لذا این سئوال اسلامی مطرح است:

ج- سوال اصلی:

آمریکا با اصرار بر آتش بس در سوریه، چه اهداف راهبردی یا تاتکتیکی را تعقیب می نماید؟

فرضیه سوال اصلی:

آنچه از روندهای 67 ماه گذشته به ما می آموزد این است که بحران ساختگی غرب علیه سوریه یک راهبرد
همه جانبه بوده و است که اسقاط روند های مقاومت70 سال گذشته در شامات را هدف قرار داد.
با جایگزین کردن مدل منطقه عربی از جمله اردن مورد توجه می باشد امّا مقاومت و ایستادگی برای استقلال
و تمامیت ارضی این طرح غربیها را ناکام گذاشت لذا آتش بس تحمیلی آمریکا یعنی استمرار روند 67 ماه گذشته با این ملاحظه آتش بس از میرایی روند تروریست های سلفی – تکفیری جلو گیری کرد و برای پشتیبانی، تجدید قوا، تجهیزات و ایجاد انگیزه روحیه وحشی گری تروریست ها مطلوب ترین گزینه می باشد و فرصت لازم را برای دولت آینده آمریکا جهت نقش آفرینی منفی در سوریه با استفاده از ظرفیت ساختارهای بین المللی مثل شورای امنیت مهیا می نماید.

د- تحلیل و تبیین آتش بس آمریکایی

تا بحال چندین مرحله در مقاطع زمانی 67 ماه گذشته آمریکایی‌ها با ظرفیت آتش بس توانسته‌اند لشکرهای نیابتی بی صاحب خود را از اضمحلال نجات بخشند.

اولین بار پدیده آتش بس در مقطع کوفی عنان با ظرفیت اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس
با استفاده از ظرفیت های بین المللی مثل شورای امنیت این خیانت را بر ملت سوریه تحمیل کردن و ساختارهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی را به پادگانها هدایت کردن با بهانه حقوق بشر و دفاع از انسانیت و کمک های بشر دوستانه و جغرافیای حیاتی سوریه را بدون زحمت به تسخیر ارهابیون در آمد.
دومین مرحله در مقطع احضز ابراهیمی بعنوان نماینده دبیر کل سازمان ملل این اتفاق با بهانه ارسال کمک های بشر دوستانه اتفاق افتاد و مجدداً ارتش دچار زحمت فراوان گردید.
در مقطع استفان دی میستوراء چند مرحله طرح آتش بس خیانت کارانه را تا مرحله اجراء پیش بردن
اما با درایت محور مقاومت به نتیجه نرسید ه اما این مرحله اوباما با ظرفیت مالی عربستان بدنبال یک معامله پر سود تر از معامله برجامی با روسیه است بر سر اینکه روسیه بر اساس چه استدلالی با دولت بی عمر اوباما برسر آتش بس به جمع بندی رسید گمانه زنی های مختلفی وحود دارد. گرچه جنگ مخرب است و باید از آن پرهیز کرد اما برای حفظ استقلال مجبور به استفاده از تمامی ظرفیت ها از جمله ظرفیت سیاسی و نظامی هستیم، ضمن اینکه برای حفظ استقلال حتماً باید استقامت کرد.    

آیا روسیه برای متقاعد کردن ساختار های بین المللی، منطقه ای دولت – ملت های جهان، افکار عمومی و حوزه های اجتماعی به این پدیده تن داد.
آیا ناتو آتش بس را بر روسیه تحمیل کرد یعنی ورود ترکیه و آمریکا در سوریه بعنوان اقدامات میدانی آشکار ناتو در سوریه، گر چه ناتو از ابتدای بحران سوریه با تروریست ها همراه و پشتیبانی آنها بود از جمله فرانسه و انگلیس و…
آیا روسیه در تقابل استراتزیک با آمریکا مجبور به امر آتش بس شد.
آیا آتش بس واقعاً برای جلوگیری از کشتار و تخریب بیشتر است.
آیا روسیه بحران اوکراین را با پذیرش آتش بس حل می نماید و خطر را از مرزهای غربی خود دور می کند.
آیا روسیه با بخشی از گروه های ترویستی به تفاهم رسیده اند که در آینده منافع روسها در سوریه حفظ شود.
آیا چراغ سبز مادی عربستان به روسیه این کشور را تشویق به این مهم کرد آیا همکاری نزدیک و پنهان دولت یازدهم بخصوص جریانها همسو دولت و سیاست خارجی آن با آمریکا بر سر اسقاط آقای بشار اَسَد و جنجال رسانه های همسو با دولت در استفاده پرنده های روسی از پایگاه هوایی نوژه همدان جهت بمب باران داعش و جبهه النصره، جیش اشام، جیش السلام، احرارالشام و… روسیه را وادرا به این امر کرد و دهها مورد دیگر هم قابل بر شماری است.

امّا آنچه مهم است اینکه آتش بس در سوریه یعنی برجام دیگر؛ چون دولت سوریه باید به تعهدات تحمیلی آمریکا ملزم شود و آتش بس را الزاماً باید اجراء کند امّا در مقابل تروریست های بی صاحب و بانیان بی مسولیت آنها هیچ مسئولیتی را نپذیرفته و الزامی برای اجرای آن نخواهند داشت و خاموش و پنهان باپشتیبانی امریکا، ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی پشتیبانی انسانی و تجهیزاتی شده و جغرافیای حیاتی را مجدداً اشغال خواهند کرد.

ه- آخرین وضعیت طرفین منازعه بین المللی سوریه:

1- تروریست ها و بانیان بین المللی و منطقه آنها.

1/1- روند میرایی بر اقدامات آنها سایه افکنده است.

2/1- چشم انداز اقدامات نظامی آنها غیر قابل تصور است.

3/1- تروریست های خارج نشین انگیزه های مورد اتکاء را نداشته بخصوص انگیزه مادی.

4/1- تروریست های داخلی نا امید از هر آینده ای.

5/1- بانیان منطقه ای تروریست ها بخصوص ترکیه، عربستان، قطر، اردن با چالش د رسطح ملی و منطقه ای مواجه می باشند.

6/1- بانیان بین المللی تروریست ها، اروپائیان با تهدیدات تروریست ها مواجه می باشند.

7/1- همسایه گان سوریه از باز گذاشتن مرزها برای تروریست ها با سوالات اساسی مواجه می باشند.

8/1- خباثت تروریست ها و بانیان آنها علیه ملت مظلوم سوریه می رود تبدیل به فاجعه انسانی و جنایت جنگی علیه بشریت شود این ظلم در حق بشریت قطعاً آینده جنایت کاران جنگی را رسواء خواهد کرد. امریکا بدنبال
تطهیر خود می باشد بانی اصلی تروریست ها آمریکا است.

9/1- ترویست ها بدنبال مشروعیت بخشیدن به اقدامات نظامی و تبدیل آن به کار کرد سیاسی می باشند که حذف آقای بشار اسد را بدنبال داشته باشد. 

آخرین وضعیت دولت – ملت سوریه.

1/2 – استقلال طلبی در سوریه نهادینه شد.

2/2- مقاومت در سوریه بعنوان یک الگوی جدید در مقابل تجاورگری تثبیت شد.

3/2- تمامیت ارضی در سوریه با پایداری حفظ شد.

4/2- اسقاط در سوریه با انقلاب نظامی منتفی شد.

5/2- انقلاب نظامی آمریکا در منطقه ابتر ماند.

6/2- جنگ مذاهب و اقدام با محوریت آمریکا در سوریه و منطقه منتفی شد.

7/2- انسجام سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی سوریه تبدیل به افتراق نشد.

8/2- ترویست هیچ وقت محبوب ملت سوریه نشده

9/2- اهداف پنهان و آشکار آمریکا در سوریه نابودی تمامی زیر ساخت های سوریه می باشد.

10/2- اهداف پنهان و آشکار آمریکا تجزیه سوریه می باشد.

و- اهداف متصور آتش بس آمریکا.

1- پشتیبانی قاطع انسانی و تجهیزاتی تروریست  با تغییر عناوین ارهابیون از تند رو به میانه رو و بهانه های دیگر.

مشروعیت بخشیدن به تجاوز رسمی ترکیه به بخش جغرافیای شمال سوریه بعنوان ادامه روند 67 ماه گذشته که ترکیه پشتیبانی مستقیم انسانی و تجهیزاتی تروریست ها را بعهده داشت و این تجاوز جهت پشتیبانی مستقیم ارهابیون شرق حلب که درمحاصره دولت سوریه می باشند و شکستن محاصره می باشد و ادامه آن تا شمال حماء و جغرافیایی ادلب گسترش یافته و نهایتاً به جغرافیای شرق رود فرات استانهای الحسکه، الرقه و دیرالزور با محوریت آمریکا می باشد.
آمریکا با اعلان آتش بس بصورت رسمی در شمال حلب به ترکیه پیوست (ناتو) و با الحاق مستقیم با تروریست های
استان حلب، ادلب و شمال حماء موضوع پرواز ممنوع را تا تغییر حاکمیت بشار اَسَد تعقیب می نمایند.
با توجه به اینکه آمریکا مدیریت کردهای سوریه را با کمک حاکمان اقلیم کردستان عراق  بدست گرفت می رود حضور گسترده و دائم خود و رژیم صهیونیستی را در کردستان سوریه با بهانه واهی آتش بس تثبیت نماید.
و این منطقه اختصاصی آمریکا است که از منطقه شداده الحسکه، الرقه، دیرالزور را شامل می شود تا مسیر ترانزیت ایران، عراق، سوریه به ساحل مدیترانه بعنوان یک کریدور اقتصادی در آینده برای انرژی و حوزه تجارت تشکل نگیرد.
آمریکا با تقسیم کار و تعیین نقش هر یک از کشورهای بانی تروریست ها قصد دارد تمرکز، انسجام و توان اصلی حاکمیت سوریه را تجزیه کرده و جبهه های مختلف جنگ را با بهانه آتش بس در جغرافیای مختلف سوریه از جمله در استان قنیطریه و درعا با محوریت رژیم غاصب صهیونیستی و اردن، استان سویداء با محوریت عربستان و اردن و سلسه جبال قلمون با محوریت 14 مارس حتی ریف دمشق، حمص و… فعال خواهد کرد، تا تروریست ها غیر محسوس جغرافیای حیاتی را مجدداً اشغال نمایند.
اینکه روسها با چه استدلالی با دولتی که 2 ماه بعد هیچ مسئولیتی نخواهد داشت چنین معامله ای را انجام داده اند و در مقابل چه چیزی بدست آورده اند یک موضوع است و درایت حاکیمت سوریه و محور مقاومت موضوع دیگر گرچه سیاست خارجی دولت یازدهم با آمریکا در طرح آتش بس همراه است و در 13 خرداد 1393 یک هفته قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سوریه طرح آتش بس 4 ماده ای وزیر خارجه بنا داشت مشروعیت و مقبولیت دولت سوریه را با عدم برگزاری انتخابات باطل و راه را برای بهانه جویی آمریکا و صهیونیست ها هموارکند که با درایت آقای بشار اسد عقیم ماند.
تمام بهانه آتش بس کمک های انسان دوستانه یا بشر دوستانه و جلوگیری از تخریب می باشد امّا در عمل نجات ارهابیون را در پی خواهد داشت و بحران، منازعه بین المللی و جنگ سوریه را دائمی تر و شعله خواهد کرد تا ماندگاری خود را در شامات تضمین نماید.
ایجاد منطقه پرواز ممنوع یعنی سلب حاکیمت دولت سوریه از اشراف حداکثری وعدم سیطره بر بخش از فضایی جغرافیای سوریه که نیروهای مقاومت را زمین گیر خواهد کرد و راه مقابله با آمریکا در چنین وضعیت سخت خواهد شد. 
در اصل روسیه خود را با ناتو مواجه دید و ورود ترکیه یعنی ناتو و شاید بخاطر ضعف عدیده ای که در روند های تروریست ها حاکم شده با بهانه آتش بس آمریکا مستقیم وارد عرصه میدانی سوریه شد بعبارتی ورود  روسیه به عرصه میدانی، آمریکا را وادار به واکنش کرد و روسیه شاید توان مقابله با این کنشگری آمریکا را در خود نمی بیند و همراه بودن سیاست خارجی، کار را برای روسیه مضاعف می کند مصداق استفاده از پایگاه هوایی همدان و جوسازی رسانه های همسو دولت ادامه حملات هوایی به تروریست ها را ناکام گذاشت.
آتش بس یعنی اسقاط با بهانه دیگر یعنی از مسیر مقاومت نشد از مسیر برجام آتش بس می شود.

آتش بس یعنی اسقاط آقای بشار اَسَد با روش و ابزار تلفیضی سیاسی و نظامی توسط آمریکا و همسویان آن.

انتهای پیام/

http://fna.ir/7LT5IJ

Let’s block ads! (Why?)

نسخه چاپيارسال به دوستان
http://fna.ir/7LT5IJ
کپی

آدرس مورد نظر کپی شد

تا بحال چندین مرحله در مقاطع زمانی 67 ماه گذشته آمریکایی‌ها با ظرفیت آتش بس توانسته‌اند لشکرهای نیابتی بی صاحب خود را از اضمحلال نجات بخشند.

خبرگزاری فارس: بایدها و نبایدهای آتش بس آمریکایی در سوریه

به گزارش خبرگزاری فارس، سیدرسول موسوی کارشناس مسائل راهبردی در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد، به موضوع آتش بس اخیر در سوریه پرداخته است که متن این یادداشت را در زیر می‌خوانید:

الف- مقدمه:

آمریکا  بعد از 67 ماه از بحران ساختگی در سوریه به اهداف مورد انتظار دست نیافت و دولت اوباما پایان عمر خود را تجربه می کند ضمن اینکه پیروزی دمکرات ها در انتخابات آبان ماه 2016 متصور نمی باشد لذا تمامی پرونده ها و پوشه های آمریکا در منطقه غرب آسیا مفتوح می باشد و تنها در برجام با موضوع پرونده هسته ای ایران موفقیت چشم گیری را تصاحب کرده اند. امّا این موفقیت غربی ها بخصوص آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی منتج به موفقیت پی در پی در سایر پوشه و پروندها نشده است؛ لذا فعلاً آتش بس تنها گزینه آمریکا در سوریه می باشد و منافع حیاتی آمریکا را تحقق می بخشد و تامین می نماید.

ب- بیان مساله:

آمریکا، ناتو ، رژیم غاصب صهیونیستی، همسویان منطقه ای آنها از جمله ترکیه، عربستان، قطر، امارات، اردن و… برای انحراف بیداری اسلامی منطقه عربی با بهانه دمکراسی سازی و استفاده از ظرفیت لشکرهای نیابتی سلفی – تکفیری بی صاحب از منطقه عربی، قفقاز، آسیای میانه، اروپا و… با منابع مادی عربستان سعودی و شورای همکاری خلیج فارس  قصد اسقاط آقای بشار اسد را داشتند و اهداف آشکار و پنهان زیر را تعقیب می کردند:

تامین منافع و امنیت حیاتی آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و همسویان منطقه ای آنها با حذف بیداری اسلامی و مقاومت اسلامی منطقه عربی که علیه رژیم غاصب و همسویان منطقه آنها کارکرد دارد. 
حذف جمهوری اسلامی در کشورهای پیرامون رژیم صهیونیستی و منطقه عربی.
نابودی زیر ساخت های دولت- ملت های مستقل بخصوص نابودی ساختار نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی آنها.
تجزبه کشورهای مستقل بر اساس اقوام و مذاهب.
نهادینه کردن جنگ بین اقوام و مذاهب بخصوص شعله ور کردن جنگ مذاهب(بین شیعه و سنی)
هرج و مرج سازی مطلق در دولت – ملت های مستقل.
بر گرداندن وضعیت اقتصادی، اجتماعی و امتدادهای مردمی کشورهای مستقل حداقل به یک قرن قبل در همه عرصه ها.
حاکم کردن دست نشانده گان همسو با غرب (نفوذی ها) در دولت ملت های مستقل.

با توجه به اینکه آمریکا اسقاط دولت سوریه بخصوص آقای بشار اَسَد را در مقطع زمانی چندماهه پیش بینی کرده بودند اما مقاومت و استقامت دولت- ملت سوریه، راهبرد آنها را عقیم گذاشت لذا این سئوال اسلامی مطرح است:

ج- سوال اصلی:

آمریکا با اصرار بر آتش بس در سوریه، چه اهداف راهبردی یا تاتکتیکی را تعقیب می نماید؟

فرضیه سوال اصلی:

آنچه از روندهای 67 ماه گذشته به ما می آموزد این است که بحران ساختگی غرب علیه سوریه یک راهبرد
همه جانبه بوده و است که اسقاط روند های مقاومت70 سال گذشته در شامات را هدف قرار داد.
با جایگزین کردن مدل منطقه عربی از جمله اردن مورد توجه می باشد امّا مقاومت و ایستادگی برای استقلال
و تمامیت ارضی این طرح غربیها را ناکام گذاشت لذا آتش بس تحمیلی آمریکا یعنی استمرار روند 67 ماه گذشته با این ملاحظه آتش بس از میرایی روند تروریست های سلفی – تکفیری جلو گیری کرد و برای پشتیبانی، تجدید قوا، تجهیزات و ایجاد انگیزه روحیه وحشی گری تروریست ها مطلوب ترین گزینه می باشد و فرصت لازم را برای دولت آینده آمریکا جهت نقش آفرینی منفی در سوریه با استفاده از ظرفیت ساختارهای بین المللی مثل شورای امنیت مهیا می نماید.

د- تحلیل و تبیین آتش بس آمریکایی

تا بحال چندین مرحله در مقاطع زمانی 67 ماه گذشته آمریکایی‌ها با ظرفیت آتش بس توانسته‌اند لشکرهای نیابتی بی صاحب خود را از اضمحلال نجات بخشند.

اولین بار پدیده آتش بس در مقطع کوفی عنان با ظرفیت اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس
با استفاده از ظرفیت های بین المللی مثل شورای امنیت این خیانت را بر ملت سوریه تحمیل کردن و ساختارهای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی را به پادگانها هدایت کردن با بهانه حقوق بشر و دفاع از انسانیت و کمک های بشر دوستانه و جغرافیای حیاتی سوریه را بدون زحمت به تسخیر ارهابیون در آمد.
دومین مرحله در مقطع احضز ابراهیمی بعنوان نماینده دبیر کل سازمان ملل این اتفاق با بهانه ارسال کمک های بشر دوستانه اتفاق افتاد و مجدداً ارتش دچار زحمت فراوان گردید.
در مقطع استفان دی میستوراء چند مرحله طرح آتش بس خیانت کارانه را تا مرحله اجراء پیش بردن
اما با درایت محور مقاومت به نتیجه نرسید ه اما این مرحله اوباما با ظرفیت مالی عربستان بدنبال یک معامله پر سود تر از معامله برجامی با روسیه است بر سر اینکه روسیه بر اساس چه استدلالی با دولت بی عمر اوباما برسر آتش بس به جمع بندی رسید گمانه زنی های مختلفی وحود دارد. گرچه جنگ مخرب است و باید از آن پرهیز کرد اما برای حفظ استقلال مجبور به استفاده از تمامی ظرفیت ها از جمله ظرفیت سیاسی و نظامی هستیم، ضمن اینکه برای حفظ استقلال حتماً باید استقامت کرد.    

آیا روسیه برای متقاعد کردن ساختار های بین المللی، منطقه ای دولت – ملت های جهان، افکار عمومی و حوزه های اجتماعی به این پدیده تن داد.
آیا ناتو آتش بس را بر روسیه تحمیل کرد یعنی ورود ترکیه و آمریکا در سوریه بعنوان اقدامات میدانی آشکار ناتو در سوریه، گر چه ناتو از ابتدای بحران سوریه با تروریست ها همراه و پشتیبانی آنها بود از جمله فرانسه و انگلیس و…
آیا روسیه در تقابل استراتزیک با آمریکا مجبور به امر آتش بس شد.
آیا آتش بس واقعاً برای جلوگیری از کشتار و تخریب بیشتر است.
آیا روسیه بحران اوکراین را با پذیرش آتش بس حل می نماید و خطر را از مرزهای غربی خود دور می کند.
آیا روسیه با بخشی از گروه های ترویستی به تفاهم رسیده اند که در آینده منافع روسها در سوریه حفظ شود.
آیا چراغ سبز مادی عربستان به روسیه این کشور را تشویق به این مهم کرد آیا همکاری نزدیک و پنهان دولت یازدهم بخصوص جریانها همسو دولت و سیاست خارجی آن با آمریکا بر سر اسقاط آقای بشار اَسَد و جنجال رسانه های همسو با دولت در استفاده پرنده های روسی از پایگاه هوایی نوژه همدان جهت بمب باران داعش و جبهه النصره، جیش اشام، جیش السلام، احرارالشام و… روسیه را وادرا به این امر کرد و دهها مورد دیگر هم قابل بر شماری است.

امّا آنچه مهم است اینکه آتش بس در سوریه یعنی برجام دیگر؛ چون دولت سوریه باید به تعهدات تحمیلی آمریکا ملزم شود و آتش بس را الزاماً باید اجراء کند امّا در مقابل تروریست های بی صاحب و بانیان بی مسولیت آنها هیچ مسئولیتی را نپذیرفته و الزامی برای اجرای آن نخواهند داشت و خاموش و پنهان باپشتیبانی امریکا، ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی پشتیبانی انسانی و تجهیزاتی شده و جغرافیای حیاتی را مجدداً اشغال خواهند کرد.

ه- آخرین وضعیت طرفین منازعه بین المللی سوریه:

1- تروریست ها و بانیان بین المللی و منطقه آنها.

1/1- روند میرایی بر اقدامات آنها سایه افکنده است.

2/1- چشم انداز اقدامات نظامی آنها غیر قابل تصور است.

3/1- تروریست های خارج نشین انگیزه های مورد اتکاء را نداشته بخصوص انگیزه مادی.

4/1- تروریست های داخلی نا امید از هر آینده ای.

5/1- بانیان منطقه ای تروریست ها بخصوص ترکیه، عربستان، قطر، اردن با چالش د رسطح ملی و منطقه ای مواجه می باشند.

6/1- بانیان بین المللی تروریست ها، اروپائیان با تهدیدات تروریست ها مواجه می باشند.

7/1- همسایه گان سوریه از باز گذاشتن مرزها برای تروریست ها با سوالات اساسی مواجه می باشند.

8/1- خباثت تروریست ها و بانیان آنها علیه ملت مظلوم سوریه می رود تبدیل به فاجعه انسانی و جنایت جنگی علیه بشریت شود این ظلم در حق بشریت قطعاً آینده جنایت کاران جنگی را رسواء خواهد کرد. امریکا بدنبال
تطهیر خود می باشد بانی اصلی تروریست ها آمریکا است.

9/1- ترویست ها بدنبال مشروعیت بخشیدن به اقدامات نظامی و تبدیل آن به کار کرد سیاسی می باشند که حذف آقای بشار اسد را بدنبال داشته باشد. 

آخرین وضعیت دولت – ملت سوریه.

1/2 – استقلال طلبی در سوریه نهادینه شد.

2/2- مقاومت در سوریه بعنوان یک الگوی جدید در مقابل تجاورگری تثبیت شد.

3/2- تمامیت ارضی در سوریه با پایداری حفظ شد.

4/2- اسقاط در سوریه با انقلاب نظامی منتفی شد.

5/2- انقلاب نظامی آمریکا در منطقه ابتر ماند.

6/2- جنگ مذاهب و اقدام با محوریت آمریکا در سوریه و منطقه منتفی شد.

7/2- انسجام سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی سوریه تبدیل به افتراق نشد.

8/2- ترویست هیچ وقت محبوب ملت سوریه نشده

9/2- اهداف پنهان و آشکار آمریکا در سوریه نابودی تمامی زیر ساخت های سوریه می باشد.

10/2- اهداف پنهان و آشکار آمریکا تجزیه سوریه می باشد.

و- اهداف متصور آتش بس آمریکا.

1- پشتیبانی قاطع انسانی و تجهیزاتی تروریست  با تغییر عناوین ارهابیون از تند رو به میانه رو و بهانه های دیگر.

مشروعیت بخشیدن به تجاوز رسمی ترکیه به بخش جغرافیای شمال سوریه بعنوان ادامه روند 67 ماه گذشته که ترکیه پشتیبانی مستقیم انسانی و تجهیزاتی تروریست ها را بعهده داشت و این تجاوز جهت پشتیبانی مستقیم ارهابیون شرق حلب که درمحاصره دولت سوریه می باشند و شکستن محاصره می باشد و ادامه آن تا شمال حماء و جغرافیایی ادلب گسترش یافته و نهایتاً به جغرافیای شرق رود فرات استانهای الحسکه، الرقه و دیرالزور با محوریت آمریکا می باشد.
آمریکا با اعلان آتش بس بصورت رسمی در شمال حلب به ترکیه پیوست (ناتو) و با الحاق مستقیم با تروریست های
استان حلب، ادلب و شمال حماء موضوع پرواز ممنوع را تا تغییر حاکمیت بشار اَسَد تعقیب می نمایند.
با توجه به اینکه آمریکا مدیریت کردهای سوریه را با کمک حاکمان اقلیم کردستان عراق  بدست گرفت می رود حضور گسترده و دائم خود و رژیم صهیونیستی را در کردستان سوریه با بهانه واهی آتش بس تثبیت نماید.
و این منطقه اختصاصی آمریکا است که از منطقه شداده الحسکه، الرقه، دیرالزور را شامل می شود تا مسیر ترانزیت ایران، عراق، سوریه به ساحل مدیترانه بعنوان یک کریدور اقتصادی در آینده برای انرژی و حوزه تجارت تشکل نگیرد.
آمریکا با تقسیم کار و تعیین نقش هر یک از کشورهای بانی تروریست ها قصد دارد تمرکز، انسجام و توان اصلی حاکمیت سوریه را تجزیه کرده و جبهه های مختلف جنگ را با بهانه آتش بس در جغرافیای مختلف سوریه از جمله در استان قنیطریه و درعا با محوریت رژیم غاصب صهیونیستی و اردن، استان سویداء با محوریت عربستان و اردن و سلسه جبال قلمون با محوریت 14 مارس حتی ریف دمشق، حمص و… فعال خواهد کرد، تا تروریست ها غیر محسوس جغرافیای حیاتی را مجدداً اشغال نمایند.
اینکه روسها با چه استدلالی با دولتی که 2 ماه بعد هیچ مسئولیتی نخواهد داشت چنین معامله ای را انجام داده اند و در مقابل چه چیزی بدست آورده اند یک موضوع است و درایت حاکیمت سوریه و محور مقاومت موضوع دیگر گرچه سیاست خارجی دولت یازدهم با آمریکا در طرح آتش بس همراه است و در 13 خرداد 1393 یک هفته قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سوریه طرح آتش بس 4 ماده ای وزیر خارجه بنا داشت مشروعیت و مقبولیت دولت سوریه را با عدم برگزاری انتخابات باطل و راه را برای بهانه جویی آمریکا و صهیونیست ها هموارکند که با درایت آقای بشار اسد عقیم ماند.
تمام بهانه آتش بس کمک های انسان دوستانه یا بشر دوستانه و جلوگیری از تخریب می باشد امّا در عمل نجات ارهابیون را در پی خواهد داشت و بحران، منازعه بین المللی و جنگ سوریه را دائمی تر و شعله خواهد کرد تا ماندگاری خود را در شامات تضمین نماید.
ایجاد منطقه پرواز ممنوع یعنی سلب حاکیمت دولت سوریه از اشراف حداکثری وعدم سیطره بر بخش از فضایی جغرافیای سوریه که نیروهای مقاومت را زمین گیر خواهد کرد و راه مقابله با آمریکا در چنین وضعیت سخت خواهد شد. 
در اصل روسیه خود را با ناتو مواجه دید و ورود ترکیه یعنی ناتو و شاید بخاطر ضعف عدیده ای که در روند های تروریست ها حاکم شده با بهانه آتش بس آمریکا مستقیم وارد عرصه میدانی سوریه شد بعبارتی ورود  روسیه به عرصه میدانی، آمریکا را وادار به واکنش کرد و روسیه شاید توان مقابله با این کنشگری آمریکا را در خود نمی بیند و همراه بودن سیاست خارجی، کار را برای روسیه مضاعف می کند مصداق استفاده از پایگاه هوایی همدان و جوسازی رسانه های همسو دولت ادامه حملات هوایی به تروریست ها را ناکام گذاشت.
آتش بس یعنی اسقاط با بهانه دیگر یعنی از مسیر مقاومت نشد از مسیر برجام آتش بس می شود.

آتش بس یعنی اسقاط آقای بشار اَسَد با روش و ابزار تلفیضی سیاسی و نظامی توسط آمریکا و همسویان آن.

انتهای پیام/

http://fna.ir/7LT5IJ

Let’s block ads! (Why?)